|
|
|
|
|
در سال ۱۹۵۲ میلادی «ری بردبری» (Ray Bradbury) نویسنده آمریکایی در یک داستان کوتاه و جالب علمیتخیلی به نام «آوای تندر» (A Sound of Thunder) این ایده را مطرح نمود که وجود داشتن یا وجود نداشتن یک عدد پروانه در دوران زندگی دایناسورها، میتواند طی میلیونها سال تغییراتی قابل توجه را در سرنوشت فعلی کره زمین ایجاد کند! یک سفر اعجابانگیز به ۶۰ میلیون سال پیش و مردی که به اشتباه پروانهای را زیر پای خود لگد میکند و پس از بازگشت به زمان حال متوجه تغییراتی میشود که در نبود آن پروانه رخ داده است! چندین سال بعد بود که بر اساس ایده این داستان، پدیده «اثر پروانهای» (Butterfly Effect) بر سر زبانها افتاد و این سؤال مطرح شد که: «اگر پروانهای در کشور برزیل بال بزند آیا ممکن است بر اثر بال زدنش در تگزاس طوفانی به وقوع بپیوندد؟!»
پدیده «اثر پروانهای» به این نکته اشاره دارد که تغییراتی هر چند کوچک در جو کره زمین میتواند طی سالهای متمادی تغییرات قابل توجهی را ایجاد نماید. درست مثل اینکه یک توپ را روی قله یک کوه مرتفع قرار دهیم و سپس با یک ضربه ملایم به توپ، سرنوشت توپ را به کلی تغییر دهیم. طی دو دهه اخیر و با پیشرفت صنعت و افزایش جمعیت، این پدیده رنگ و بوی تازهای به خود گرفت و توجه بسیار بیشتری به آن شد. توجه به این قضیه که فعالیتهای انسان در درازمدت میتواند باعث تغییرات آب و هوا (Climate Change) شود! در همین راستا «پیماننامه سازمان ملل متحد در مورد تغييرات آب و هوا UNFCCC» در سال ۱۹۹۲ میلادی تدوین شد. در حال حاضر اکثریت قریببهاتفاق فعالیتهای روزمره با مصرف انرژیهایی همچون انرژی الکتریکی یا انرژی ناشی از سوختن سوختهای فسیلی (نفت و گاز و زغالسنگ) همراه است. تقریباً تمامی کارهایی که انجام میدهیم از روشن کردن یک لامپ گرفته تا رانندگی، به نوعی نیازمند مصرف مقداری سوخت فسیلی میباشد. حال این مصرف میتواند بهصورت مستقیم باشد مثل سوختن بنزین در موتور اتومبیل یا بهصورت غیرمستقیم مثل روشنایی لامپ که ناشی از انرژی الکتریکی است و این انرژی الکتریکی نیز به طور معمول توسط نیروگاههای برقی تولید میشود که خود، سوختهای فسیلی مصرف میکنند. با افزایش روزافزون این مصرف، تجمع گازهای گلخانهای مانند CO2 و NO2، در جو افزایش مییابد و از آنجاییکه این گازها باعث نگهداشته شدن انرژی خورشید در جو زمین میگردند، به مرور زمان دمای متوسط کره زمین افزایش مییابد. به یاد داشته باشیم طبق واکنش آلکانها با اکسیژن، از سوختن هر یک مولکول آلکان CnH2n+2، تعداد n مولکول CO2 تولید میشود! طبق تحقیقات انجامشده دمای متوسط کره زمین طی صد سال گذشته به اندازه ۰٫۵ درجه سانتیگراد افزایش داشته است و پیشبینی میشود تا صد سال آینده این تغییرات دما به طور متوسط به ۲ درجه سانتیگراد برسد. در ظاهر این ۲ درجه چیزی نیست و زیاد به چشم نمیآید ولی همین میزان نوسان در دما میتواند باعث تغییرات قابل توجه در آب و هوا و بروز سیل و طوفانهایی در نقاط مختلف کره زمین شود.
«پیماننامه سازمان ملل متحد در مورد تغييرات آب و هوا» نیز با هدف فرهنگسازی امضاء شد و با راهکارهایی همچون کاهش تعداد اتومبیلهای شخصی، افزایش میزان درختکاری، استفاده بیشتر از انرژیهای غیرفسیلی و... سعی دارد حتیالامکان با تغییراتی که در آینده در آب و هوا بهدست انسان رخ خواهد داد مبارزه کند. واقعیت امر هم این است که اگر از بالا نگاه کنیم هر انسانی مثلاً با روشن کردن اتومبیل شخصی خود که ظرفیت ۴ یا ۵ نفر را دارد و فقط خود او را جابهجا میکند، میتواند نقش پروانهای را ایفا کند که با بالزدنش، روزی در جایی دیگر از کره زمین طوفانی را بهپا میسازد!
پینوشت ۱: لینک داستان آوای تندر پینوشت ۲: سایت رسمی پیماننامه سازمان ملل متحد در مورد تغييرات آب و هوا
|
||
|
|
|
|
|
دانشجویان زیر جهت دریافت مدرک HYSYS به اینجانب مراجعه نمایند.
|
||
|
|
|
|
|
آغاز سال تحصیلی جدید بر تمامی دانشگاهیان مبارک
|
||
|
|
|
|
|
عجب حکایتی شده این سریال جومونگ. شده مثل یک بیماری همهگیر. من هنوز نمیدونم این سریال جومونگ دقیقاً چه چیزی داره که اینهمه ملت رو جذب خودش کرده؟! البته به گذشته که برمیگردم به نظرم میاد علاقه ملت به سریالهای «چشمبادامی» احتمالاً باید ژنتیکی باشه! اواخر دهه ۶۰ (بین سالهای ۶۶ تا ۶۹) هم سریالهای ژاپنی «سالهای دور از خانه» و «داستان زندگی» و مخصوصاً اولی خیلی طرفدار پیدا کردن طوریکه موقع پخش اونها گنجشک تو سطح شهر پر نمیزد! حالا اون سالها میگیم تلویزیون زیاد برنامه نداشت ولی الان برای من قابل هضم نیست که سریالی که برعکس اون دو تا سریال قدیمی، «تهمایه جنگ» هم داره این همه هوادار داشته باشه.
ماجرا به جایی میرسه که با دعوت جومونگ به ایران موجی از هیجان هم ایجاد میشه و در یک کنفرانس مطبوعاتی انواع و اقسام میکروفونهای خبرگزاریهای مختلف در اختیارش قرار میگیره که حسش رو نسبت به این قضایا اعلام کنه! نکنه جناب جومونگ واسه خودش کسی هست و ما خبر نداریم؟! |
||
|
|
|
|
|
نسل بشر امروزی به احتمال زیاد آخرین نسلی است که با خیال راحت نفت را میسوزاند و دود میکند و به هوا میفرستد. تصور روزی که سوختهای فسیلی زمین تمام شدهاند، خیلی سخت است ولی از آنجا که تاریخ دقیق روز قیامت معلوم نیست (!) و ممکن است ده سال دیگر باشد یا چند صدهزار سال دیگر، دور از ذهن نیست که تصور کنیم بشر آن روز را خواهد دید و با توجه به رشد همزمان جمعیت و صنعت، به نظر نمیآید آن روز آنقدرها هم دور باشد. تلاشها برای جایگزینی انواع دیگر انرژیها به جای انرژی حاصل از سوختن سوختهای فسیلی مدتهاست که آغاز شده و «دمدستترین» و البته نه لزوماً مقرونبهصرفهترین جایگزینها هم در طبیعت یافت شدهاند: باد، آب، خورشید و زمین. در رابطه با تولید انرژی توسط باد و آب و خورشید چیزهایی شنیدهایم ولی تولید انرژی توسط زمین کمتر شناختهشده است. این نوع انرژی که مستقیماً از زمین گرفته میشود را به نام انرژی ژئوترمال یا انرژی زمینگرمایی (Geothermal Energy) میشناسند. منبع اصلی انرژی ژئوترمال انرژی حرارتی است که در اعماق زمین وجود دارد. اگر در نزدیکی این منبع و در عمق مناسب، سفرههای آب زیرزمینی وجود داشته باشد حرارت این منبع به آب موجود در سفره منتقل میشود و این آب نقش «حامل انرژی» را ایفا میکند.
روش استفاده از این «حامل انرژی»، حفر چاه برای رساندن آب (با فشار و دمای زیاد) به سطح زمین است که اصطلاحاً این چاهها را چاههای ژئوترمال میگویند و بهطور معمول حداکثر تا ۳ کیلومتر عمق دارند. یکی از انواع مرسوم نیروگاههای ژئوترمال به این صورت عمل میکند که آب داغ پس از رسیدن به سطح زمین وارد یک مخزن با فشار پایین (که در اصطلاح مهندسی شیمی به آن Flash Drum میگوییم) میشود و بخار ایجادشده ناشی از افت فشار، پرههای توربین نیروگاه را میچرخاند و به این ترتیب انرژی الکتریکی تولید میشود. البته هر نقطهای از زمین به عنوان منبع انرژی ژئوترمال مناسب نیست و معمولاً مناطق آتشفشانی و همچنین مناطقی که قبلاً به صورت آتشفشان فعال بودهاند محلهای مناسبی هستند. بررسیها نشان میدهد هزینه تولید برق با استفاده از انرژی ژئوترمال حدود ۳۰ درصد کمتر از هزینه تولید برق با سوختهای فسیلی است. ذکر این نکته لازم است که یکی از معایب نیروگاههای ژئوترمال گازهایی مانند آمونیاک و دیاکسیدکربن و ترکیبات گوگرددار است که همراه با آب به سطح زمین میآیند و میتوانند باعث آلودگی محیط زیست شوند. گرچه باز هم این آلودگی نسبت به آلودگی ایجادشده توسط «نیروگاههای سوخت فسیلی» خیلی کمتر است! ایران نیز با توجه به عبور یک کمربند آتشفشانی در بخش شمالغربی آن پتانسیل خوبی برای استفاده از این انرژی را دارا میباشد (مثل دامنه کوههای سبلان و سهند). اگرچه در حال حاضر ارزانی سوختهای فسیلی مانع اصلی جهت ایجاد سرمایهگذاری در این نوع انرژی نهفته در زمین میباشد. در هر حال نسل ما و یکی دو نسل آینده در کنار مصرف درست باید از این آخرین «قطرات» سوختهای فسیلی لذت کافی را ببرد چون به هر حال روزی تمام میشوند و نسلهای بعدی میمانند و منابع انرژی جدیدی که جنگ و دعوا بر سر آنها خواهد بود! و البته امیدواریم و آرزو میکنیم که «ما» به دلیل تمامکردن این سوختها دچار نفرین نسلهای بعدی نشویم!
|
||
|
|
|
|
|
امتحان عملی HYSYS روز شنبه ۱۳ تیر ماه ساعت ۸ صبح در سایت کامپیوتر دانشکده مهندسی برگزار میگردد.
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سلام خودم خیلی دلم میخواد وبلاگ رو مرتب بهروز کنم ولی فعلاً به بیموضوعی خوردیم! البته موضوعات پراکنده زیاد هست. از فینال جام باشگاههای اروپا بگیرید تا انتظار برای دیدن مناظرات دو به دو کاندیداهای ریاست جهموری. من هم فعلاً به ذکر چند نکته پراکنده و بیربط اکتفا میکنم تا ببینیم چی پیش میاد:
۱) اخبار اعلام کرد استادیوم المپیکوی رم به سیستمی مجهز بوده که چهره تمامی تماشاگران فینال جام باشگاههای اروپا (نزدیک به ۶۷ هزار نفر) رو ذخیره کرده! غرض از ذکر این نکته هیچ چیز خاصی نبود و صرفاً جهت افزایش اطلاعات عمومی ذکر شد! ۲) باز هم در اخـبار چند روز اخیـر داشتـیـم که اسـتان بـوشهر در کاهش میزان بارندگی در کشور رتبه اول رو کسب کرده (۵۸ درصد کاهش). ۳) یکی از مواردی که قضیه «دقیقه نودی بودن ایرانیها» رو اثبات میکنه اینه که اکثر کاندیداهای اصلی انتخابات هم روز آخر ثبتنام میکنن! من فکر میکنم این مسئله یک مسئله ژنتیکی باشه! ۴) یکی از نکات بسیار مهم و مثبت انتخابات (مجلس، شورای شهر، ریاست جمهوری) در چند سال اخیر این بوده که چسبوندن کاغذهای تبلیغاتی روی در و دیوار ملت کلاً ممنوع شد! خدا خیرشون بده! سایر نکات مربوط به انتخابات بماند! ۵) تو بچههای مهندسی شیمی امسال چندین رتبه زیر ۱۰۰ کارشناسی ارشد داشتیم که اگه اشتباه نکنم به طور متوسط نسبت به پارسال بهتر بود. به همهشون تبریک میگم. ۶) با توجه به نزدیکی امتحانات پایانترم شنیدیم که میگن «استاد خوب» استادیه که خوب نمره بده! ۷) ببخشید که نکات کاملاً پراکنده و بیربط بودن. اگه حوصله داشتید نظراتتون رو در مورد هر کدوم از اونها میشنوم!
|
||