|
|
|
|
|
دانشجویان زیر جهت دریافت مدرک HYSYS به اینجانب مراجعه نمایند.
|
||
|
|
|
|
|
آغاز سال تحصیلی جدید بر تمامی دانشگاهیان مبارک
|
||
|
|
|
|
|
عجب حکایتی شده این سریال جومونگ. شده مثل یک بیماری همهگیر. من هنوز نمیدونم این سریال جومونگ دقیقاً چه چیزی داره که اینهمه ملت رو جذب خودش کرده؟! البته به گذشته که برمیگردم به نظرم میاد علاقه ملت به سریالهای «چشمبادامی» احتمالاً باید ژنتیکی باشه! اواخر دهه ۶۰ (بین سالهای ۶۶ تا ۶۹) هم سریالهای ژاپنی «سالهای دور از خانه» و «داستان زندگی» و مخصوصاً اولی خیلی طرفدار پیدا کردن طوریکه موقع پخش اونها گنجشک تو سطح شهر پر نمیزد! حالا اون سالها میگیم تلویزیون زیاد برنامه نداشت ولی الان برای من قابل هضم نیست که سریالی که برعکس اون دو تا سریال قدیمی، «تهمایه جنگ» هم داره این همه هوادار داشته باشه.
ماجرا به جایی میرسه که با دعوت جومونگ به ایران موجی از هیجان هم ایجاد میشه و در یک کنفرانس مطبوعاتی انواع و اقسام میکروفونهای خبرگزاریهای مختلف در اختیارش قرار میگیره که حسش رو نسبت به این قضایا اعلام کنه! نکنه جناب جومونگ واسه خودش کسی هست و ما خبر نداریم؟! |
||
|
|
|
|
|
نسل بشر امروزی به احتمال زیاد آخرین نسلی است که با خیال راحت نفت را میسوزاند و دود میکند و به هوا میفرستد. تصور روزی که سوختهای فسیلی زمین تمام شدهاند، خیلی سخت است ولی از آنجا که تاریخ دقیق روز قیامت معلوم نیست (!) و ممکن است ده سال دیگر باشد یا چند صدهزار سال دیگر، دور از ذهن نیست که تصور کنیم بشر آن روز را خواهد دید و با توجه به رشد همزمان جمعیت و صنعت، به نظر نمیآید آن روز آنقدرها هم دور باشد. تلاشها برای جایگزینی انواع دیگر انرژیها به جای انرژی حاصل از سوختن سوختهای فسیلی مدتهاست که آغاز شده و «دمدستترین» و البته نه لزوماً مقرونبهصرفهترین جایگزینها هم در طبیعت یافت شدهاند: باد، آب، خورشید و زمین. در رابطه با تولید انرژی توسط باد و آب و خورشید چیزهایی شنیدهایم ولی تولید انرژی توسط زمین کمتر شناختهشده است. این نوع انرژی که مستقیماً از زمین گرفته میشود را به نام انرژی ژئوترمال یا انرژی زمینگرمایی (Geothermal Energy) میشناسند. منبع اصلی انرژی ژئوترمال انرژی حرارتی است که در اعماق زمین وجود دارد. اگر در نزدیکی این منبع و در عمق مناسب، سفرههای آب زیرزمینی وجود داشته باشد حرارت این منبع به آب موجود در سفره منتقل میشود و این آب نقش «حامل انرژی» را ایفا میکند.
روش استفاده از این «حامل انرژی»، حفر چاه برای رساندن آب (با فشار و دمای زیاد) به سطح زمین است که اصطلاحاً این چاهها را چاههای ژئوترمال میگویند و بهطور معمول حداکثر تا ۳ کیلومتر عمق دارند. یکی از انواع مرسوم نیروگاههای ژئوترمال به این صورت عمل میکند که آب داغ پس از رسیدن به سطح زمین وارد یک مخزن با فشار پایین (که در اصطلاح مهندسی شیمی به آن Flash Drum میگوییم) میشود و بخار ایجادشده ناشی از افت فشار، پرههای توربین نیروگاه را میچرخاند و به این ترتیب انرژی الکتریکی تولید میشود. البته هر نقطهای از زمین به عنوان منبع انرژی ژئوترمال مناسب نیست و معمولاً مناطق آتشفشانی و همچنین مناطقی که قبلاً به صورت آتشفشان فعال بودهاند محلهای مناسبی هستند. بررسیها نشان میدهد هزینه تولید برق با استفاده از انرژی ژئوترمال حدود ۳۰ درصد کمتر از هزینه تولید برق با سوختهای فسیلی است. ذکر این نکته لازم است که یکی از معایب نیروگاههای ژئوترمال گازهایی مانند آمونیاک و دیاکسیدکربن و ترکیبات گوگرددار است که همراه با آب به سطح زمین میآیند و میتوانند باعث آلودگی محیط زیست شوند. گرچه باز هم این آلودگی نسبت به آلودگی ایجادشده توسط «نیروگاههای سوخت فسیلی» خیلی کمتر است! ایران نیز با توجه به عبور یک کمربند آتشفشانی در بخش شمالغربی آن پتانسیل خوبی برای استفاده از این انرژی را دارا میباشد (مثل دامنه کوههای سبلان و سهند). اگرچه در حال حاضر ارزانی سوختهای فسیلی مانع اصلی جهت ایجاد سرمایهگذاری در این نوع انرژی نهفته در زمین میباشد. در هر حال نسل ما و یکی دو نسل آینده در کنار مصرف درست باید از این آخرین «قطرات» سوختهای فسیلی لذت کافی را ببرد چون به هر حال روزی تمام میشوند و نسلهای بعدی میمانند و منابع انرژی جدیدی که جنگ و دعوا بر سر آنها خواهد بود! و البته امیدواریم و آرزو میکنیم که «ما» به دلیل تمامکردن این سوختها دچار نفرین نسلهای بعدی نشویم!
|
||
|
|
|
|
|
امتحان عملی HYSYS روز شنبه ۱۳ تیر ماه ساعت ۸ صبح در سایت کامپیوتر دانشکده مهندسی برگزار میگردد.
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سلام خودم خیلی دلم میخواد وبلاگ رو مرتب بهروز کنم ولی فعلاً به بیموضوعی خوردیم! البته موضوعات پراکنده زیاد هست. از فینال جام باشگاههای اروپا بگیرید تا انتظار برای دیدن مناظرات دو به دو کاندیداهای ریاست جهموری. من هم فعلاً به ذکر چند نکته پراکنده و بیربط اکتفا میکنم تا ببینیم چی پیش میاد:
۱) اخبار اعلام کرد استادیوم المپیکوی رم به سیستمی مجهز بوده که چهره تمامی تماشاگران فینال جام باشگاههای اروپا (نزدیک به ۶۷ هزار نفر) رو ذخیره کرده! غرض از ذکر این نکته هیچ چیز خاصی نبود و صرفاً جهت افزایش اطلاعات عمومی ذکر شد! ۲) باز هم در اخـبار چند روز اخیـر داشتـیـم که اسـتان بـوشهر در کاهش میزان بارندگی در کشور رتبه اول رو کسب کرده (۵۸ درصد کاهش). ۳) یکی از مواردی که قضیه «دقیقه نودی بودن ایرانیها» رو اثبات میکنه اینه که اکثر کاندیداهای اصلی انتخابات هم روز آخر ثبتنام میکنن! من فکر میکنم این مسئله یک مسئله ژنتیکی باشه! ۴) یکی از نکات بسیار مهم و مثبت انتخابات (مجلس، شورای شهر، ریاست جمهوری) در چند سال اخیر این بوده که چسبوندن کاغذهای تبلیغاتی روی در و دیوار ملت کلاً ممنوع شد! خدا خیرشون بده! سایر نکات مربوط به انتخابات بماند! ۵) تو بچههای مهندسی شیمی امسال چندین رتبه زیر ۱۰۰ کارشناسی ارشد داشتیم که اگه اشتباه نکنم به طور متوسط نسبت به پارسال بهتر بود. به همهشون تبریک میگم. ۶) با توجه به نزدیکی امتحانات پایانترم شنیدیم که میگن «استاد خوب» استادیه که خوب نمره بده! ۷) ببخشید که نکات کاملاً پراکنده و بیربط بودن. اگه حوصله داشتید نظراتتون رو در مورد هر کدوم از اونها میشنوم!
|
||
|
|
|
|
|
کلاس اول دبستان که بودم هنوز سه چهار روزی از اولین روزهای تجربه کردن مدرسه نمیگذشت که نوبت به زنگ نقاشی رسید و معلم گفت بشینین نقاشی کنین. منم از همون اول نقاشیم خوب بود! نشستم یه منظره کشیدم از همون منظرههایی که کوه و خورشید داره و کلبه داره و ... ولی در نهایت نقاشی بالاتر از سنم در اومد (در حد کلاس سوم چهارم دبستان)!
نوبت به نشون دادن نقاشیها که رسید آقا معلم یه نگاهی به دفتر من انداخت و گفت: اینو خودت کشیدی؟ گفتم: بله آقا. گفت: خودت نکشیدی! گفتم: خودم کشیدم آقا! گفت: الکی نگو خودت نکشیدی! اینجا دیگه همنیمکتیهام و بچههای نیمکت پشتی هم که شاهد ماجرا بودن وارد قضیه شدن و گفتن: اجازه آقا اینو خودش کشیده! ولی این آقا معلم ما زیر بار نرفت که نرفت! قضیه به دفتر مدرسه هم کشیده شد!!! و مراجعه اولیای من فردای اون روز و اثبات اینکه آقا ما نقاشیمون خوبه و خودمون اینو کشیدیم! مدیر مدرسه هم با ما آشنایی خانوادگی داشت و به معلم توضیح داد و بعد از کلی بحث، جمله نهایی آقا معلم ما این بود: «من هیچوقت باور نمیکنم که این نقاشی رو خودش کشیده باشه!» باور هم نکرد ... ما هم به تلافی این رفتار با یک بچه کلاس اولی که هنوز یک هفته هم مدرسه رو تجربه نکرده، زدیم و کلاسمون رو کلاً عوض کردیم و دیگه هیچوقت هم با اون آقا معلم روبرو نشدیم! در عوض روزهای بعد معلم جدید با دیدن نقاشیها چقدر منو تشویق کرد و اون خاطره نه چندان خوشایند کمکم از ذهن کودکیم پاک شد. خلاصه کلام اینکه تو هر شغلی خوب داریم، بد هم داریم ... یکی میتونه یه خاطره تاریک توی ذهنت بسازه و یکی میتونه اون خاطره تاریک رو پاک پاک کنه. |
||